تبليغاتX
سوخته ی عشق

سوخته ی عشق

         من در غم تو تو در هوای دیگری

         من دلتنگ تو تو دلگشای دیگری

         در مذهب عشق کی رسم  وفا بوود

        من دست تو بوسه زنم تو پای دیگری...

+ نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387 14:54 توسط فریناز |


برای شکستن

              من یه اخم کافیه

                         نیازی به فریادت نیست.

واسه اشک ریختنم

              سکوت تو کافیه

                         نیازی به قهر نیست ...

 

برای مردنم حرف رفتنت کافیه

                        نیازی به انجامش نیست...

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387 13:25 توسط فریناز |


+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387 16:51 توسط فریناز |


نرو صبر کن قرارمان این نبود باید سکه بیندازیم

اگر شیر آمد تردید نکن که دوست دارم

اگر خط آمد مطمئن باش دوست دارم

صبر کن سکه بیندازیم اگر دوستت نداشتم برو...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 0:54 توسط فریناز |


تنهایم

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 15:29 توسط فریناز |


یک روز شاید همراه پرواز پرستوی عاشقی

 

واژه لبخند به سرزمین سوخته من بازگردد و امید

                                        کوبه در را بفشارد!!

وسپیدی جای تمام این سیاهی ها را پر کند

 

آنروز من بر مردگان نیز سیاه نخواهم پوشید

                                 حتی بر عزیزترینشان.....

+ نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387 12:46 توسط فریناز |


?

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 19:46 توسط فریناز |


گفتمش بی تو چه می باید کرد؟؟

عکس رخساره ماهش را داد

گفتمش همدم شبهایم کو؟؟

تاری از زلف سیاهش را داد

وقت رفتن همه را میبوسید

به من از دور نگاهش را داد

یادگاری به همه داد و به من انتظار سر راهش را داد...

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 19:3 توسط فریناز |


love

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 18:46 توسط فریناز |


در حسرت دیدار تو بگذار بمیرم

دشوار بود مردن و روی تو ندیدن

بگذار به دلخواه تو دشوار بمیرم

بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ

در وحشت و اندوه شب تار بمیرم

بگذار که چون شمع کنم پیکر خود آب

در بستر اشک افتم و ناچار بمیرم

می میرم از این درد که جان دگرم نیست

تا از غم عشق تو دگر بار بمیرم

تا بوده ام ای دوست وفادار تو هستم

بگذار بدانگونه وفادار بمیرم

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 14:31 توسط فریناز |


گلم از خود رهیدن را بیاموز

به سر منزل رسیدن را بیاموز

مجال تنگ و راه دوریست در پیش

به پاهایت دویدن را بیاموز

زمین بی عشق خاک سرد و مرده است

به قلب خود تپیدن را بیاموز

جهان جولانگهی هموارو زیباست

به چشمانت خوب دیدن را بیاموز.....

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 20:1 توسط فریناز |


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 20:47 توسط فریناز |


کاش می شد هیچکس تنها نبود

کاش می شد دیدنت رویا نبود

گفته بودی با تو میمانم ولی....رفتی و گفتی که اینجا جا نبود

سالیان سال تنها ماندم......شاید این رفتن سزای ما نبود

من دعا کردم برای بازگشت...دستهای تو ولی بالا نبود

باز گفتی که فردا میرسی....کاش روز دیدنت فردا نبود

کاش می شد هیچکس تنها نبود

کاش می شد دیدنت رویا نبود

گفته بودی فردا......پشت این پنجره ها...غنچه ای میروید وکسی می آید       روشنی می آرد

و اکنون دیرگاهیست که من پشت این پنجره ها بیدارم

ولی اینجا بوته خاری هم نیست و من دگر می دانم خانه ام تاریک است و بی تو آسمان بارانیست.

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 14:29 توسط فریناز |


باید از سنگر بی سنگ تو بر می گشتم

از مدار عشق کمرنگ تو بر می گشتم

باید آنشب که فروتنانه در میدان عشقت

منه من کشته شد از جنگ تو بر می گشتم...

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 19:43 توسط فریناز |


کسی را دوست دارم که ماه هاست از پیشم رفته

اما من باور نکردم

در ته مانده ذهنم کسی را پنهان کرده ام

        که هیچگاه دوستم نداشت  

          هیچگاه لبخندی واقعی

            حتی قطره ای اشک

             یا شاید لحظه ای انتظار

                                        برایم نداشت

برای چه هنوز دوستش دارم نمی دانم   ولی هنوز

ولی هنوز هم توی تک تک قطره های بارون خاطرات روزهای بودنش را می بینم

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 22:55 توسط فریناز |


آمدی چه زیباست

گفتم دوستت دارم چه صادقانه!

پذیرفتی چه فریبانه

آغوشم برایت باز شد چه ابلهانه

با تو خوش بودم چه کودکانه!

همه چیزم شدی چه زود! چه عاشقانه

نیازمندت شدم چه حقیرانه!

به خاطر یک کلمه مرا ترک کردی چه ناجوانمردانه!

واژ غریب خداحافظی به میان آمد چه بی رحمانه!

ومن سوختم چه عاشقانه.........

ولی هنوز هم دوستت دارم غریبه

                                 هنوز هم دوستت دارم.......

+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 21:37 توسط فریناز |


 گل من

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 16:8 توسط فریناز |


آسمون دلت خيلی گرفته؟ تو هم مثل من تنهائی؟ چند روزيه خيلی غمگينی...باز تو راحت گريه ات رو سر می دی...آسمون دل منم خيلی گرفته... نمی دونم چرا ولی اين روزها هوای ابری تو را بيشتر دوست دارم....انگار يه همدرد دارم...دلم می خواد ساعتها زير بارون چشات راه برم و منم پا به پات اشک بريزم...

+ نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387 18:25 توسط فریناز |


عشق

دلم در دیدن رویت همیشه می کند فریاد

                   به یاد اولین روزی که مهرت در دلم افتاد

 

 

+ نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387 13:53 توسط فریناز |


یار

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 21:36 توسط فریناز |


میروم از رفتن من شاد باش

از عذاب دیدنم آزاد باش

گرچه تو تنهاتر از من می روی

ارزو دارم ولی عاشق شوی

ارزو دارم بفهمی درد را

تلخی برخوردهای سرد را.....

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 0:1 توسط فریناز |


X


Home
Email
Bahar20

Archives

تیر 1387

خرداد 1387

اردیبهشت 1387
فروردین 1387



Links

شکایت من
دوستدار عشق
سرلشکر غم
آشنای غریبه
فروش سی دی بدنسازی و کشتی کج
عاشق همیشگی تو
غزال عشق من
به یاد علی جغراتیان
شاه دلبران
خدایا واسه همه چیز شکرت
تنها با عشق
اینترنت رایگان عکس اهنگ کلیپ بازیموبایل
گویند لحظه است روئیدن عشق
جیک جیک
گل گندم
به نام عشق
کوچه تنهایی
باران ساناز& رها
بختک
من با دلم زیبایی را زیباتر میکنم-نیوشا
بهترین کد های موزیک برای وبلاگ
طـــراح قـــالــب
** احساسی ترین نوشته ها **
کسب درآمد
جاوا اسکریپت
داستان کوتاه عاشقانه
اس ام اس فارسی
منبع کد آهنگ برای وبلاگ
منبع کد موزیک برای وبلاگ
قالب های بهاربیست


LinkDump

تنها ماندم
آرشیو پیوندهای روزانه


انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس